مشاور ازدواج و خانواده - مطالب ابر مشاوره بعد از ازدواج
بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه هشتم خرداد 1393

سلام خدمت دوستان عزیز

من حدود چهار ماه است که ازدواج کرده ام و الان در دوران عقد به سر می برم اختلاف سنی من و همسرم سه سال است و من از او بزرگترم، ازدواج ما از طریق یک واسطه انجام شد که همسرم برادر دوستم است، دوستم را به مدت هشت سال می شناختم و دوستی ما همیشه پایدار بود و من مشکلی با او نداشتم به محضی که عقد شدیم انگار فاصله کوچکی بین من و دوستم افتاد خانواده های ما خیلی با هم تفاوت دارند چیزی که قبل از دوران عقد اصلا بروز نکرده بود ، برای خانواده ما خیلی مسائل مهم است و برای آنها اصلا مهم نیست، پدر شوهرم در مراسم خواستگاری اصلا حضور نداشت فقط درمحضر حاضر شد و من این حس بهم دست داد که شاید از ازدواج ما ناراضی است، شوهرم همیشه از پدرش بد تعریف می کرد که بین من و برادرم تبعیض قائل می شود مرا کتک می زده به من پول یارانه ام را نمی دهد و...

همچنین پدر شوهرم و مادر شوهرم جدای از هم زندگی می کنند بدون اینکه از هم جدا شده باشند و این مسئله هم نیز نگرانم می کند که مبادا شوهر من نیز روش پدرش را پیش بگیرد در مراسم خواستگاری عنوان شد که ...

برای دیدن ادامه سوال و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید




طبقه بندی: بحث و گفتگو : مشاوره خانواده، 
برچسب ها: مشاوره قبل از ازدواج، مشاوره بعد از ازدواج، مشاوره زناشویی، مشاوره خانواده، مشاوره ازدواج،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: امین
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1393

سلام،

من 24 ساله و دانشجو هستم. تا سال آینده برای ادامه تحصیل میرم آمریکا (شایدم کانادا). میخوام کم کم استارت ازدواج کردن رو بزنم.

سوالم اینه (خصوصا از خانم های محترم):

واضحه که زندگی در غربت برای هر کسی خیلی سخته. خصوصا برای خانم ها که وابستگی بیشتری به خانواده شون دارن. فکر میکنید دختری پیدا میشه که با این شرایط کنار بیاد؟ فرض کنید اگر خوش شانس باشیم سالی 10 روز میتونه خانوادشو ببینه! ممکنه دختری اول قبول کنه و بعدا که در عمل انجام شده قرار گرفت جا بزنه؟؟ چطور میتونم استقلال اونو تشخیص بدم؟

از طرفی هم میترسم به طرف بگم مثلا میخوام برم جایی مثه آمریکا زندگی کنم (دانشجویی چون پولدار نیستم) و او تحت تاثیر قرار بگیره و معیارهاشو نادیده بگیره! اصلا همچین چیزی ممکنه پیش بیاد؟ چطوری باید بفهمم؟

ممنونم.cheeky

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید




طبقه بندی: بحث و گفتگو : افراد دارای شرایط خاص،  بحث و گفتگو : شناخت، 
برچسب ها: دور بودن از خانواده در ازدواج، ازدواج راه دور، ازدواج و زندگی در خارج از کشور، مشکلات زندگی در خارج از کشور، مشاوره خانواده، مشاوره قبل از ازدواج، مشاوره بعد از ازدواج،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: امین
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1393
بنده 32 سالم است و الان 1.5 سال است که با شوهرم عقد کردیم. با هم اختلاف داشتیم ولی نه اختلافهایی که باعث شود او تصمیم به طلاق گرفتن کند. با من کاملا سرد شده و می‌گوید؛ ما به درد هم نمی‌خوریم و به من علاقه‌ای ندارد. من هم هر چه خواهش کردم که به خدا همانی می‌شوم که تو می‌خواهی و... اصلا اثر نکرد و جفت پاهایش را توی یک کفش کرده که باید طلاق بگیریم.
قرار بود 20 روز پیش توافقی جدا شویم که من از مادرش خواستم که باهاش صحبت کند، الان 20 روز گذشته و در این 20 روز حتی به من زنگ هم نزده، من چند باری به او زنگ زدم که با سردی جواب داد. امروز نوبت مشاوره گرفته، نمی‌دانم چه می‌شود، من هنوز به او علاقه دارم و کاری هم نکردم که مستحق طلاق باشم، لطفا به من بگویید چه کار کنم؟



طبقه بندی: بحث و گفتگو : مشاوره خانواده، 
برچسب ها: علت اصلی طلاق، روش های جلوگیری از طلاق، مشاوره زناشویی، مشاوره جنسی، مشاوره بعد از ازدواج، مشاوره قبل از ازدواج، مشاوره خانواده،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: امین
بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه پانزدهم اردیبهشت 1393

سلام من دخترهستمو 23 سالمه لیسانس دارم. بایک پسری 5ساله ارتباط دارم و همه جورشو قبول کردم.

پدرم دکتری داره و توقعش بالاس.البته مادرم از پدرم بدتره! انقد خودشو میزنه به بدحالی که پدرمو بندازه جونم.

الان ح حرفه مامانمه.این شخص در حدخودش مذهبی هست و روزه و نمازشو به جامیاره.از 3ساله پیش چندین بار اقدام کرد برای خواستگاری.اولا مادرم میگفت فعلا زوده و نمیخوام دخترمو شوهر بدم.بعد گفت کارش مشکل داره و توی پست بانک موبایل فروشی داره اندازه دو متر جابهش دادنو موبایل میفروشه خجالت میکشیم به فامیل بگیم دومادمون فلان جا کار میکنه.بعدازاون مامانم بهش گفت اگه بتونی یه مغازه بگیری باز یه حرفی! رفت مغازه اجاره کرد دوباره اقدام کرد اونموقع گفتن شغلش آینده نداره و فلانو بهمان! ما فقط به کارمند میدیم. حالا رفته بانک کار میکنه بازم ردش میکنن خواستگارای زیادیم دارم یکیشون معلم بود من رد کردم حالا مادرم به شدت ازم دلخوره!البته همه ازم دلخورن! اینم بگم که ما حریم خصوصی نداریم. من آب بخورم مادربزرگم اینا فهمیدن!همه انتظار داشتن بهش ج مثبت بدم یعنی تموم شده میدونستن.هربار من میگفتم جوابم منفیه ولی با اصرار خونوادم قبول میکردم بیان. بعد پدرمو داییم میرن مغازه اون پسره و میگن دیگ اقدام نکن قول دخترمونو دادیم.و داییم با لهن خیلی بدی ...

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید




طبقه بندی: بحث و گفتگو: خانواده، 
برچسب ها: روش های راضی کردن خانواده، پدرم با ازدواج من مخالفه، چطوری مادرم رو برای ازدواج راضی کنم، مشاوره ازدواج، مشاوره قبل از ازدواج، مشاوره بعد از ازدواج، مشاوره حین ازدواج،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: امین
بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه نهم اردیبهشت 1393

با سلام من یه دختر 26 ساله ام... یکی دو ماهی میشه یکی از پسرهای کلاسمون به من پیشنهاد ازدواج دادن و خواسته چند وقت با هم در ارتباط باشیم تا بیشتر با هم اشنا شیم و بعد هم اگر به توافق رسیدیم به خانواده ها بگیم و ... البته خواهراش میدونن و من احتمال میدم که کلا همه افراد فامیلشون میدونن و اگر اینطور میگه فقط برا این هست که بیشتر همدیگر رو بشناسیم..

این اقا موقعیت اجتماعی و اقتصادی مناسبی داره البته این مسائل برام اهمیت کمتری داره و مهم اخلاقشه برام که تقریبا تا الان متوجه شدم اخلاق خوبی هم داره. خیلی اظهار علاقه میکنه و میدونم راست میگه و تا حالا درخواست غیر اخلاقی یا حرف نامربوطی نزدن ... اما مشکل اینه که من نمیتونم بهش اعتماد کنم و دوستش داشته باشم با اینکه میدونم آدم مورد اعتمادی هست... چون من قبلا یکی دو مورد خواستگار داشتم که به بهونه خواستگاری جلو اومدن ولی هدفشون چیز دیگه ای بود که من بعد از اون مسائل دچار افسردگی شدم و کلی تو خودم بودمو تا دوباره رو به راه شدم خیلی طول کشید و خیلی ضربه خوردم. مشکلم اینه که حالا راحت نمیتونم به این اقا فکر کنم اون مسائل باعث شده هر کارش رو با قبلی ها مقایسه کنم و پیش خودم بگم این اقا داره اینو میگه یا این کار رو انجام میده با اینکه میدونم راسته  ولی نتونم باورش کنم... این مسئله خیلی روی شناختم ازون اقا تاثیر گذاشته و واقعا نمیتونم درست در موردش فکر کنم خیلی ناراحتم نه میتونم احساسی بهش داشته باشم و همه رفتار من به اون از روی تظاهره و نه میتونم بهش نه بگم چون خودم میدونم این همون کسی هست که همیشه میخواستم اما....  ممنون میشم منو راهنمایی کنید ....

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید




طبقه بندی: بحث و گفتگو : معیارهای انتخاب همسر، 
برچسب ها: مشاوره قبل از ازدواج، مشاوره بعد از ازدواج، مشاوره زناشویی، چطور بفهمم واقعا قصد طرف ازدواج، روش های شناخت طرف مقابل برای ازدواج، ازدواج از طریق رابطه، راه های اثبات عشق،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: امین
(تعداد کل صفحات:2)      [1]   [2]