مشاور ازدواج و خانواده - مطالب ابر مشاوره ازدواج
بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه پانزدهم مرداد 1394
سلام دوستان
هرچی بیشتر مطالب سایت رو میخونم نگرانتر میشم ازین بابت که آیا تصمیم به عدم ازدواج در حال حاضر درسته یا نه چراکه میترسم زمان بگذره سنم بره بالا از سختگیری که بگذریم طراوت جوانیم از دست بره و من افسرده شم!!!!!
لطفا راهنمایی کنین من تو پست قبلیم نوشته بودم بخاطر عدم اطمینان به عشق های این روزگار، ترجیح میدم همچنان از مجردیم لذت ببرم و نرم گرفتار زندگی بشم که هر لحظه اش دلهوره از دست دادن حتی گوشه ای از نگاه همسرم باشم.

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: هر چقدر مطالب سایت را می خوانم بیشتر می ترسم!




برچسب ها: عشق، مشاوره ازدواج، ترس از شکست در عشق، دوران مجردی،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: محمد هاشم توفیقی
بازدید : مرتبه
تاریخ : چهارشنبه چهاردهم مرداد 1394
با سلام خدمت دوستان عزیز...به علت مسافت کمی زیاد با خواستگارم، ایشون از من و مادرم خواستند که عکسم رو براشون بفرستم...ابتدا ایشون عکسشون رو فرستادن و بعد از من خواهش کردن تا من هم عکسم رو بدم..من اول قبول نکردم اما درنهایت با اصرار( که ابتدا همدیگرو بپسندیم و بعد حضوری دیداری داشته باشیم) بنده قبول کردم و با اجازه مادر یه چنتا عکس با مقنعه و مانتو فرستادم تا ببینن..بعد دادن عکس، باهم ملاقات حضوری هم داشتیم..اما بنده به ایشون بنابه دلایلی جواب رد دادم...اما ایشون رو به امام حسین قسم دادم که عکسامو پاک کنه و اونم گفت که پاک کرده..به این دلیل قسمش دادم چون اهل نمازه و آدم خانواده داریه و گفتم اگه قسم بخوره شاید دلم آروم شه..حالا با اینکه این مساله تموم شده اما فقط فکر عکسام منو اذیت میکنه که نکنه دست به دست بشه یا امثال این...من نیتم خیر بود و امیدوارم خداهم برام خیر رقم بزنه..دوستان عزیز به نظرتون من کار اشتباهی کردم؟چطور دلشورمو از بین ببرم؟ احساس می کنم من خیلی حساسم یا وسواس فکری دارم؟دیگه از بس به طرف گفتم عکسامو پاک کن تورو خدا..خودمم خجالت کشیدم دوباره بهش زنگ بزنم و حرفمو تکرار کنم!

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: با اجازه مادر چند تا عکس فرستادم




برچسب ها: مشاوره ازدواج، خواستگاری، دادن عکس به خواستگار،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: محمد هاشم توفیقی
بازدید : مرتبه
تاریخ : چهارشنبه چهاردهم مرداد 1394
با عرض سلام. من چند وقت پیش با دختری اشنا شدم و به هم علاقمند شدیم و حال میخواهم به خواستگاری او بروم ولی از لحاظ مالی مشکل دارم. حقوقم زیر یک میلیون تومان است و کفاف زندگی را نمی دهد و هزینه طلا و مراسمات را هم ندارم و نگرانم که در خواستگاری رد شوم. خود دختر میگه که همه مشکلات مالی رو با هم حل میکنیم ولی من نگرانم. لطفا راهنمایی کنین

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: نگرانم در خواستگاری رد شوم




برچسب ها: مشکل مالی در ازدواج، خواستگاری، مشاوره ازدواج،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: محمد هاشم توفیقی
بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه سیزدهم مرداد 1394
من دیگه تصمیم گرفتم ازدواج نکنم. وقتی با ۳۰ سال سن نمیتونم برای آینده خودم تصمیم بگیرم و خانواده‌ام باید برای من تعیین تکلیف کنن دیگه با هیچکس ازدواج نکنم بهتره. قبلا نوشته بودم که ما به هم خیلی علاقمند هستیم اما خانواده ام تنها به دلیل اختلاف فرهنگی حاضر نیستن من با این آدم زندگی کنم.
منم بخاطر احترام به انتخابم و اینکه میدونم درسته حاضر نیستم با هیچ کس دیگه ازدواج کنم. پیش مشاوره هم رفتیم به اصرار من، مشاوره هم گفت بزارید دخترتون خودش تصمیم بگیره و اجازه بدید با هم رفت‌وآمد کنید شاید دخترتون به این نتیجه برسه که نمیتونه با اون خانواده زندگی کنه اما مادر و پدرم میگن اونا حق ندارن بیان خونه ما.
منم خواستگارهای دیگه رو بخاطر اون پسر که توی این مدت کلی زحمت کشید تا شرایط ازدواج با من رو پیدا کنه رد میکنم.
آخر سر هم پدرم گفت که اصلا برای من مهم نیست تو ازدواج نکنی و من اجازه نمیدم بری با اون پسر ازدواج کنی و اگر میخوای برو بدون اجازه من باهاش ازدواج کن. پدر و مادر من از من خیلی بزرگتر هستن و عقیده دارند که دور از جون اونا با ۷۰ و خورده ای سال سن که دارند اگر مشکلی براشون پیش بیاد، خیال من راحت باشه که خونه و تمام وسایلش ماله من بشه اما من تنها باشم و با اون ازدواج نکنم. تا جلوی فامیل مجبور نشن بگن که دخترشون رفته توی یک خانواده‌ای که از نظر مالی شاید ضعیف‌تر باشن.
منم با اینکه هم از نظر سنی و هم از نظر درآمدی این اختیار رو دارم که با اجازه دادگاه با پسری که خیلی دوستش دارم ازدواج کنم اما به خاطر احترام به اونا این کار رو نمیکنم.
فقط می خواهم اگر پدر و مادرهایی هستن که این سایت رو میخونن بگم تورو خدا انقدر بچه هاتونو عذاب ندید، خودتون اولش چیزی نداشتین و زحمت کشیدید تا به اینجا رسیدین اما برای اینکه جلوی فامیل کم نیارید باید بچه هاتونو بدبخت کنید.
من بچه نیستم که بخوام با گریه و زاری و غذا نخوردن مخالفت خودمو نشون بدم و کاری دیگه از دستم برنمیاد.فقط توی تنهایی خودم دارم میمیرم از گریه و بغض و یادم نمیره که باعث شدن بهترین سالهای عمرم و تنها باشم و تا آخر عمرم تنها بمونم.

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: ازدواج و بوسیدم و گذاشتم کنار




برچسب ها: مخالفت خانواده در ازدواج، مشاوره ازدواج، نرسیدن به عشق، موانع ازدواج،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: محمد هاشم توفیقی
بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه سیزدهم مرداد 1394
سلام
پسری ۱۹ ساله و مذهبی و در خانواده سنتی هستم. ۳-۲ سال است دختر خانمی را از آنجایی که خواهر دوستم و البته همسایه خیلی قدیمی مان هستند می شناختم.
یه سری اطلاعاتی داشتم که ایشون و خانوادشون خیلی معتقد به برخی از اصول دینی نیستند.
اصلا به فکر ازدواج با ایشون نبودم. تا اینکه یکی از دوستام به طور اتفاقی گفت که فلانی رو دوست دارم و میخوام باهاش ازدواج کنم و منم چیزایی که می دونستم بهش گفتم اونم بعد از یه مدت تحقیق فهمید که اوضاع چجوریه و بی خیال شد. ایشونم عین من تا حدودی مذهبی بود.
بعد از یه مدت فهمیدم که میشه یه پسر مذهبی یه دختر اونجوری رو بخواد. منم بدجوری می خواستمش( تا همین هفته از نردیک ندیده بودمش و فقط عکساشو تو فضای مجازی دیده بودم که تعریفی نداشت)
تا اردیبهشت امسال که یه عکس ۳*۴ محجبه ازش دیدم که خیلی خوشم اومد.
من پسری نبودم که از کسی خیلی خوشم بیاد چه برسه به دوستی و قرار و ....
 من خیلی با حجابش مشکل دارم. علاوه بر اون بر اساس چیزی که می دونم(امیدوارم غلط باشه) فکر کنم در محیط های فامیلی هم حجاب براشون عرف نباشه.
با اینکه دوست پسر داشته باشه قبلا خیلی مشکل ندارم. البته بعد از اینکه بالاخره دیدمش خیلی از اون حس علاقه ام کم شد ولی هنوزم...
چطوری میتونم به حجاب دعوتش کنم؟؟؟
برای من ایمان و نماز و حجاب خیلی مهم هستند.
در ضمن ۵ ماه از من بزرگتره.

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: چطور به حجاب دعوتش کنم؟




برچسب ها: مشاوره ازدواج، ملاک حجاب در ازدواج، چگونگی توصیه به حجاب،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: محمد هاشم توفیقی
(تعداد کل صفحات:47)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [...]