مشاور ازدواج و خانواده - مطالب ابر مشاوره خانواده
بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه ششم خرداد 1393

سلام
خانواده‌ام بابت حجاب سرزنشم می‌کنند می‌گویند؛ تو هم مثل دخترای دیگه باش. بابت نماز خواندن سرزنشم می‌کنند. بابت اینکه کم حرفم مسخره‌ام می‌کنند .من احساس می‌کنم افسردگی دارم. 24 سالمه ...

پاسخ سوال:
با سلام، ابتدا از اینکه ما را به عنوان راهنمای خود انتخاب کرده‌اید تشکر می‌کنم.

اینکه نسبت به مسائل دینی از جمله نماز و پوشش و ... اهتمام دارید جای بسی شکر و سعادت است و امیدوارم در این زمینه با عزمی راسخ و استوار و ایمان قوی توأم با اعتدال رفتار کنید.

از طرفی متاسفم هستیم که خانواده شما به جای حمایت از شما در این زمینه، گاها موجبات ناراحتی و دلخوری شما را ایجاد می‌کنند.

ذکر چند نکته در این زمینه بسیار مهم است؛




طبقه بندی: بحث و گفتگو: خانواده، 
برچسب ها: حجاب، نمازخواندن، مسائل دینی، خانواده، مشاوره خانواده، مشاوره، سرزنش،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: عقیل مصطفوی مجد
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه چهارم خرداد 1393

با  سلام
ده سال پیش در سن 15 سالگی با پسری آشنا شدم ایشون از لحاظ مالی خونواده خیلی پولداری داشتن ولی از لحاظ فرهنگی مث خود ما بودن. ولی ما از لحاظ مالی معمولی بودیم. من رابطه خوبی با خدا داشتم. علاقه ما روز به روز بیشتر شد و متاسفانه به رابطه جنسی کشیده شد. چون عذاب وجدان داشتیم بعد از تحقیقات بسیار با اجازه مرجع تقلیدمون با شرایط صحیح بین خودمون صیغه خوندیم 5 سال بعد مامان ایشون به خواستگاری من اومدن و گفتن"نه" به پسرشون گفته بودن این دختر زیبا نیست و خونواده بی کلاسی داره اون آقا به من گفت چون شرایط ازدواجم مهیا نیست مامانم این حرفا رو زده من هم بخاطر علاقه زیادم به اون آقا 5 سال پای ایشون نشستم هرچند تو این 5 سال این آقا مرتبا به من میگفت دیگه امیدی برای ازدواجمون نیست و دست من نیست و از این حرفا...متاسفانه رابطه جنسی ما باز هم ادامه داشت تا اینکه این آقا دیگه به من ابراز علاقه نمیکرد و بینهایت سرد شده بود دلیلشم این بود که نمیخوام بیشتر بهم وابسته بشی. نیازهای عاطفی من هرروز بیشتر و بیشتر میشد تا اینکه ازش دل بریدم و تصمیم گرفتم ازدواج کنم.  همیشه سر نمازم از خدا میخواستم مردی رو به من بده که هیچوقت حسرت اون رابطه ده ساله رو نخورم. ازدواج که کردم همسرم به من واقعا علاقه داره و پسر خوبیه ولی از لحاظ مالی مث اون نیست . از شب عقدم با اینکه من قبلش به اون آقا گفتم دارم ازدواج میکنم و اون هیچی نگفت ولی حالا پشیمون شده و عوض شده و همین باعث شده من واقعا کم بیارم

از خدا دور شدم اون که میدونست ما همدیگرو دوست داریم اون که میدونست من بدون اون اقا نمیتونم چرا ده سال دعا و مناجات من رو نادیده گرفت؟توروخدا جوابمو بدید

برای دیدن پاسخ کارشناس و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید




طبقه بندی: بحث و گفتگو : رابطه دختر و پسر،  بحث و گفتگو : مسائل مالی ازدواج، 
برچسب ها: فراموش کردن عشق قبلی، ازدواج با یکی ولی عاشق یکی دیگه، ده سال رابطه جنسی داشتیم، مشاوره ازدواج، مشاوره خانواده،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: امین
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه چهارم خرداد 1393
سلام میخواستم از دوستان خوبم بپرسم به نظر شما اگر یه آقا پسر از دختر خانم رو بپسنده چه علتی برای خواستگاری نکردن از دختر خانم میتونه وجود داشته باشه؟ خواهشمندم نام من را در سایت ذکر نکنید با تشکر



طبقه بندی: بحث و گفتگو : موانع ازدواج، 
برچسب ها: مشاوره ازدواج، مشاوره خانواده، مشاوره قبل از ازدواج، روش های جذب پسر برای ازدواج، روش های سوق دادن دوست پسر به سمت ازدواج،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: امین
بازدید : مرتبه
تاریخ : شنبه سوم خرداد 1393
یکی از دغدغه‌های بسیار مهمی که برای والدین پیش می‌آید این است که؛ به سوالات کودکان دبستانی، در رابطه با ازدواج چطور باید پاسخ بدهیم؟به دختر و پسری که از مسائل زناشویی سوال می‌کنند، چطور باید جواب بدهیم؟



طبقه بندی: بحث و گفتگو: خانواده، 
برچسب ها: تربیت فرزندان، روش های پاسخگویی به سوالات جنسی بچه ها، راه های پاسخ دادن به سوالات زناشویی فرزندان، پاسخ هایی برای سوالات جنسی کودکان، مشاوره ازدواج، مشاوره خانواده،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: امین
بازدید : مرتبه
تاریخ : شنبه سوم خرداد 1393
سلام دوستان.لطفا منو راهنمایی کنید.6ساله ازدواج کردیم.من30و همسرم 31سالشه.من خیلی به شوهرم بدبینم و خیلی هم دوستش دارم.اخه کارای مشکوک انجام می‌ده.قبلا تا شک می‌کردم زود عکس العمل نشان می‌دادم ولی یه مدته سعی می‌کنم جلو خودمو بگیرم. مثلا می‌بینم داره تو واتس اپ چیزی می‌نویسه با گوشیم می‌بینم آنلاین ساعت دو شب. تا میام پیشش می‌شینم زود یه صفحه باز می‌کنه می‌گه دارم فلان مقاله رو می‌خونم. این شده عذاب. هزار فکر میاد تو ذهنم. البته رفت و امد مشکوکی نداره. بیرونم که می‌ریم اکثرا با هم می‌ریم. بهش گفتم به ارومی عزیرم این کارت درست نیست. مگه من گفتم با کی حرف میزنی؟ که تا من میام یه صفحه باز می‌کنی و در مورد متنی که می‌خونی توضیح می‌دی؟ می‌گه ببخش دوستامن که حرف زشت می‌زنن دوست ندارم زنم ببینه ولی پیش خودم می‌گم اخه تا ساعت دو سه!!!! از دسته خودم و فکرام اعصابم خورده.
به چیزایی فکر می‌کنم که داغون می‌شم. مثلا می‌گم چرا رئیس شوهرم باید بهش اطمینان کنه بگه یه خونه برام پیدا کن رهن کنم به خانمم و باقی همکارا نگو!!!! خونه مجردی!!! اینو همسرم یه بار بهم گفت وقتی دید من شروع به فحش دادن به رئیسش کردم دیگه پنهان می‌کنه چیزی نمی‌گه. البته همسرم ادم زبون داریه خوب حرف می‌زنه و با رئیس و رؤسا جور میشه. فکرم خیلی پریشونه تو رو خدا راهنماییم کنید.



طبقه بندی: بحث و گفتگو : مشاوره خانواده، 
برچسب ها: نقش شبکه های اجتماعی در اختلالات زندگی، مشکلات واتساپ برای خانواده ها، تکنولوژی و زندگی زناشویی، مشاوره ازدواج، مشاوره خانواده،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: امین
(تعداد کل صفحات:34)      [...]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [8]   [...]