مشاور ازدواج و خانواده - مطالب ابر مشاوره
بازدید : مرتبه
تاریخ : شنبه بیست و پنجم مرداد 1393

قبلن پست گذاشته بودم که چقد شوهرم بی احساس و بی عاطفه است .با اینکه از هم دوریم ولی اصلا توجه زیادی نداره ... حرفای شما درست بود .یا وقت نداشت.یا نمی تونست حرف بزنه .

یا چون با کسی در رابطه نیست دوستی نداره .با خواهر و برادر و .... کلن ارتباط نداره. ارتباط در حدی که اگه یه وقت رفتن خونشون یا اومدن خونشون  یه احوال پرسی و چه خبر کار و کاسبی خوبه ؟ در حواب هی خداروشکر .... حتی اگه ماها بیکارم باشه ... بازم همین حرفو میگه.

مشکل من با شوهرم قبلن فکر میکردم میزان تحصیلاتشه .... اما چون اطرافیان خودم خیلاشون دیپلم بودند و من باهاشون راحت بودم .فکر و ایده های خوبی همیشه سر راهم میگذاشتن .مشکلی نداشتم

اما حالا شوهر من مشکلی خیلی برزگ داره .. اوم اینه که ما اصلا همکوف هم نیستیم ... قبلن فکر میکردم توی خونه ما اینجوریه و خجالت میکشه .... هر چندقبلش با هاش حرف زدم خیلی قاطعانه جواب میداد .انگار هیچ مشکلی نداره .

شوهرم قبل از ازدواج یه مدت دچار افسردگی بوده ... شاید قرین دو سال یا شاید بیشتر  و میگن از همون مدت دیگه خیلی خیلی بچه اروم و ساکتی شده و با کسی رابطه نداره و گرنه قبلن کلی رفیق باز بوده و شر بوده

ولی همه این حرفا که با کسی رابطه نداره برای من مهم نیست .خودم میشم دوستش و بهترین رابطه اش ...

ولی دیگه ازش خسته شدم .................................................  نشد یه بار فقط یه بار من در مورد مشکلی از زندگیم .......... یا از زندگی اینده مون .......... یا رفتار با کسی .... یا احساسم با کسی ........ یا احساسم با خودش........... نشد یه بار حرفای بزنه که منم بگم بابا افرین تو هم میتونی منو ارومم کنی ... تو هم میتونی حرفای بزنی که من دوست دارم بشنوم  تا قوت قلب بگیرم ........ تا رو تو به عنوان همسرم حساب کنم ... تکه کلماش فقط بگه بیخیال

از این کلمات که فقط میخاد یا بحث عوض کنه ......... یا ساکت ساکته انگار من اصلا حرف نمیزنم............ یا اگه اینجا نباشه و من با اسمس حرف بزنم .... یا جواب نمیده یا اگرم بده حرفو عوض میکنه ... یا خیلی کوتاه میگه بیخیال یا زندگی همینه یا ....

دیشب خیلی اعصابم ازش خرد شده بود ........... منم کلی اسمس دادم که تو بی عرضه ای .. تو سری خوری ..... درکت پایینه ........ بی تفاوتی .............. گفتم شاید به حرف بیاد اما نشد.

برای دیدن ادامه سوال و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید.




طبقه بندی: بحث و گفتگو: خانواده، 
برچسب ها: تنفر، شوهر، مشاوره، افسردگی، بی عاطفه، بی احساس، ازدواج،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: عقیل مصطفوی مجد
بازدید : مرتبه
تاریخ : چهارشنبه بیست و دوم مرداد 1393
سلام من دختر٢۴ساله هستم.حال روحیم اصلا خوب نیس نمیدونم چمه و اصلا آرامش ندارم و همش دلم میخواد گریه کنم نگین افسرده شدین که اینطور نیست اصلا افسرده نیسم ولی حالم خوب نیس و نمیدونم چمه....
من وقتی به همسنو سالای خودم نگاه میکنم میبینم همشون دارن ارشد میخونن و یا کار میکنن ولی من تازه پارسال کنکور قبول شدم تازه اول راهم با این سن زیادم...هیچ هنرو تخصصی ندارم و اصلا وقتشو ندارم برم یادبگیرم چون هرروز دانشگاه هستم...غصم گرفته که از همسنای خودم عقب هستم لطفا روحیه ندین توروخداااااا.... ولی با اینحال اصلا آرامش ندارم و دلم میخواست یکنفر پیدا میشد که دوستم میداشت ولی اصلا این اتفاق نمیوفته...خیلی نیاز به این دارم ک یکنفر منو دوست داشته باشه و منو برا ازدواج انتخاب کنه ولی اصلا انگار نه انگار،  هیچ کسی وجود نداره....نمیدونم علت این بی قراریم چیه اینکه آرامش ندارم...شما دوستان علتشو چی میدونین بنظرتون؟؟؟ لطفا تو حرفاتون روحیه ندین و از سر دلسوزی راهنمایی نکنین... راستی دختر محجبه ایی هم هستم.راستی از این راهکاراهم ندین که بگین فکرتو درگیر نکن و بفکر درست باش و یا سعی کن موفق باشی و یا به کلاس های مختلف برو و یا اینکه تو خودتو سرگرم کاراهای مختلف بکن و یا هرچی که مانند اینایی که گفتم... لطفا از این حرفا نزنین ..حرف جدید بزنین و روحیه ندین.خیلی ممنون.

برای خواندن مطلب و پاسخ کارشناس کلیک کنید.



طبقه بندی: بحث و گفتگو : موانع ازدواج، 
برچسب ها: دلسوزی، دانشگاه، دختر محجبه، روحیه، راهکار، مشاوره ازدواج، مشاوره،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: عقیل مصطفوی مجد
بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه بیست و یکم مرداد 1393
با سلام من جوانی 27 ساله هستم با دختر خانومی آشنا شدم که تمام شرایط را دارا می باشد چه از لحاظ خانوادگی و چه از زیبایی و بقیه مسایل ولی مسئله ای که است اینه که دختر خانم از من 3 ماه بزرگتر هست و من نمی دونم چیکار کنم. هنوز به خانواده ام هم نگفتم احتمال مخالفت آنها هم وجود دارد.به نظر شما ازدواج مناسبی خواهد بود؟

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید.



طبقه بندی: بحث و گفتگو : سن ازدواج، 
برچسب ها: سن ازدواج، ازدواج، اختلاف سنی، مشاوره ازدواج، مشاوره،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: عقیل مصطفوی مجد
بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه سی و یکم تیر 1393

سلام...

به همه چیز دارم شك می كنم ! به ایمان - به تقوا- به پاك بودن - به راستگویی - به حتی متأسفانه دین !

اهل نماز و روزه و درستكاری هم كه باشی ، ولی دور و اطراف خود را كه مینگری می بینی كه خیلی ها ، چقدر ساده به خیلی چیزها دست یافتند ، بی هیچ دغدغه ای ! جالب اینجاست كه با خیلی هاشون هم صحبت كه شوی ، چقدر ناشُكر اند ! آنوقت هست كه آدم خودش را می بیند ، به خود می گوید كه :

فُلانی ، دو داری به آب و آتیش میزنی كه به كمترین چیزها برسی و نمیرسی ! اما در مقابل تو ، خیلی ها با خط و خط بازی ها و پارتی بازی ها ، به سركار رفته اند و تشكیل زندگی داده اند ( ازدواج ) و خیلی ساده در جامعه ای كه بیان می كنیم اسلامی ست ، جلوی ما جولان می دهند ! با كمترین سواد - با كمترین تلاش- ( فقط یك رابطه كه اینها را به نان و نوا رسانده ) ! اما همچو منی كه سالهاست كه به درگاهت توكل كرده ام ، حتی دخل و خرجی برای امر ازدواج خویش ندارم ! می خواهم تشكیل زندگی دهم - میخواهم ازدواج كنم ( كیست كه از ازدواج فراری باشد ، تا دچار گُناه نشود) ! اما حیف كه ، فقر كُفر را به همراه دارد و همچون منی كه ادعا ندارم كه معصوم هستم ، اما خیلی كم سعی در خطا و اشتباه می شوم ، باید امروز بیایم و از وضع موجود خویش گِلِه كنم !

چرا باید اینطور باشد ؟! واقعاً چرا؟!

به همه چیز بدبین و سخت بین و مشكوك شده ام متأسفانه ! به نمازهایم - به گناه نكردن هایم- به راست گفتن هایم - به اینكه چرا خیلی ها كه رنگ و بویی از تلاش و ایمان و دین نبرده اند ، امروز ، چقدر راحت . . .

واقعاً خسته شدم از اینكه نمی توانم ازدواج كنم - از اینكه دوست داری خوب باشی و خوب زندگی كنی و ، بخاطر بی پولی نتوانی !

نمیدانم چه بگویم ! فقط همینكه دلم هم پُر است و هم خون ! شبها خواب ندارم و افكارم دائم مرا به شك در اعتقاداتم می برند !

ولی ... در پایان باز می گویم كه ای خدای بزرگ ، توكل بر تو ، چون تویی ارحم الراحمین ...

یا حق . . .

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید.




طبقه بندی: بحث و گفتگو : موانع ازدواج، 
برچسب ها: شک، شک به همه چیز، بدبین، ازدواج، مشاوره، مشاوره ازدواج،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: عقیل مصطفوی مجد
بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه بیست و سوم تیر 1393
سلام خسته نباشید من 21سالمه و نامزدم که 8ماهه عقدکردیم 25سالشه ایشون فوق العاده انسان پاک و نجیبیی هستن و از اقوام دور بودن تو یک پروسه ی 12 روزه مراحل ازدواج ما طی شد.درحال حاضر مساله ای که من رو حتی تاحد طلاق داره میکشونه این هستش که ایشون جثه کوچیکی دارند من درشت نیستم متوسطم اما این مساله رو دارم.نامزدم رو دوست دارم و براش احترام قائلم ولی این موضوع منو بیش از اندازه زجرمیده عذرمیخوام من نه ارضا میشم و نه احساس خوبی از بودن کنارایشون در رختخواب دارم چهرشون مطابق میلم هست اما این کوچکی جثه داغونم کرده باتوجه به اینکه شرایط خانوادگی من اصلا و به هیچ عنوان اجازه طلاق رو به من نمیده .ضمنا ما مشاوره هم رفتیم اما نتیجه نداده و هیچ کمکی در تصمیمگیری من نکرده این روهم بگم که نامزدم علاقه زیادی بهم دارهازشما راهنمایی میخوام بی صبرانه منتظرم.ایا این مشکل میتونه دلیلی برای طلاق باشه؟ارزش طلاق رو داره؟باتوجه به شرایطم

برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید.



طبقه بندی: بحث و گفتگو : تناسب ها و تفاوت ها، 
برچسب ها: جثه همسرم، طلاق، کوچکی جثه، علاقه، ارزش طلاق، مشاوره، مشاوره خانواده،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: عقیل مصطفوی مجد
(تعداد کل صفحات:9)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [...]