مشاور ازدواج و خانواده - مطالب ابر پشیمانی از ازدواج
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه هجدهم مهر 1395

با عرص سلام و خسته نباشید.من متولد فروردین 71 هستم و به مدت 3 سال با دختری که متولد اسفند 65 بود ارتباط داشتم. بعد از این سه سال و خورده ای دوستی با ایشون ازدواج کردم و به دلیل بعضی مشکلات مجبور به جدایی شدیم. ولی من الان شدیدا مشتاقم تا دوباره با ایشون ازدواج کنم. ولی متوجه شدم که ایشون بعد از این یک سال جدایی با کسی که 4 سال از من کوچیکتره دوست شده و به گفته ی خودش رابطه فیزیکی  هم داشته که به اصرار خود دختر خانوم بوده. ولی الان شدید پیشمونه. اونجوری که از حرفاش فهمیدم. خانوادمم هم مخالف ازدواج مجدمم....
برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: سر در گمم




برچسب ها: ازدواج دوباره، ازدواج مجدد، پشیمانی از ازدواج، مخالفت خانواده با ازدواج مجدد،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: تقی زاده
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه سی و یکم خرداد 1394
سلام همتون داستان عشق نافرجام منو شنیدین .به کسی دل بستم که تموم معیارش واسه ازدواج کار و پول و شغل دولتی بود و در نهایتم رفت و با نظر خانوادش با یه دختری که کارمند دارایی بود و سه سال از خودش بزرگتر ازدواج کرد .
اوایل اردیبهشت بود که معشوقه ا رو دیدم اومده بود سراغم واسه گرفتن حلالیت 
وقتی منو دید شروع کرد به گریه قرآن دادم دستش که دلیل اصلی ترکش رو بهم بگه 
قسم خورد که بین من و نظر خانوادش مونده بود خانوادش میگفتن زن کارمند بگیر که از نظر مالی تامینت کنه 
قسم خورد که نتونسته خانوادشو راضی کنه 
الانم گویا از ازدواجش راضی نیست و میگه هرچی بهت گفتم یا هرکاری کردم دارم تاوانشو توی زندگیم میبینم و گفت 500تا سکه واسه مهریه و پنج قلم کالا و انداختن خونه پشت قباله ی دختر راهشو واسه طلاق بسته و به گفته ی خودش نه راه پیش داره نه پس
ازش پرسیدم من چی کم داشتم که منو ول کردی؟عیبم چی بود 
در جواب بهم گفت زنم 5سال کار کرد ماهیانه دوتومن حقوقشه حقوقش از منم بیشتره داره ارشد میخونه مدرکش از منی که شوهرشم بیشتره 
تو فقط از بقیه پول کم داشتی 
من پر توقع بودم اون زمان و فکر میکردم زن کارمند بهتر از بقیه زن هاست اما بخاطر رضایت خانوادم پا رو دلت مجبور شدم بذارم 
قبل دیدنش خیلی نفرینش میکردم اما بعد این که دیدمش خدامو شکر کردم که کسی بخاطر پولم نیومد سراغم فکرشو که میکنم من اگه باهاش ازدواج میکردم همش از نظر مالی تحقیر میشدم چون خانوادش شخص دیگه ای رو پسند کرده بودن همش سرزنش میشنیدم 
خدامو شکر کردم تازه فهمیدم خدام دوستم داشت با اینکه هنوز یاد علی تو ذهنم میاد اما به خودم گفتم خدا رو ببین که چقدر دوستت داشت که نذاشت مثل خانواده ی علی فقط دنبال پول طرف باشی خدامو شکر کردم که منو تنها کرد تا با خودش خلوت کنم و درگیر همچین خانواده ای نشدم 
واقعا  خدا نجاتم داد .دلبستگی رو فراموش کردن سخته اما دیگه تموم زندگیمو دست خود خدا سپردم .خوب یا بدش دست خدا 
چون میدونم بهتر از خودم صلاحمو میدونه و مواظبمه
برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: معشوقم برای حلالیت امد



برچسب ها: ازدواج با زن کارمند، رد کردن دختر به خاطر کارمند نبودن، پشیمانی از ازدواج، حقوق 2 تومنی زن،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: امین
بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه هشتم مهر 1393
با سلام و تشکر.خانوم 20 ساله و متاهل هستم.3سال هست که عقد هستم و تا چند ماه آینده مستقل میشوم.همسرم ساکن تهران است و من شهرستان.البته من هم در تهران بزرگ شده ام و به خاطر کار پدرم به شهرستان آمدیم.سه سال پیش با همسر آشنا شدم و در واقع به یکدیگر علاقه مند شدیم و طی مراحل بسیار دقیق و زیر نطر خانواده ها و مشاور با یکدیگر ازدواج کردیم.الان هم سه سال میشود که ما در حال رفت وآمد بین دو شهر هستیم.همسرم را بسیار ودارم.عاشقانه به عشقش زندگی میکنم و مطمینم ایشان هم همین احساس زیبا را نسبت به بنده دارند.من وشوهر عزیزم از هر لحاظ به هم میخوریم و با هم تفاهم داریم همانطور که تستهای روانشناسی قبل از ازدواج نیز این را تایید کرد.من خوبم و راضی از انتخابم.چه از لحاط سنی و مادی و فرهنگی و اخلاقی و ظاهر و..... با هم تفاهم لازمه را داریم.از بودن در کنار او  احساس آرامش و لذت میکنم.هم من و هم همسرم هردویمان افرادی تحصیل کرده ایم و من از اول ازدواج تا به الان همیشه در حال مطالعه کتابهای روانشناسی و مذهبی در رابطه با زن وشوهر هستم.همه این مطالب که گفتم به کنار تازگی یک مشکل و درگیری دهنی که نمیدانم بگویم کوچک یا بزرگ برایم پیش آمده.بنده قبل از ...
برای دیدن ادامه مطلب و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: از انجایی که همیشه بیشتر از سنم می فهمم...



برچسب ها: علاقه به فرد سوم بعد از ازدواج، تازه شدن عشق کهنه، پشیمانی از ازدواج،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: امین
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه ششم مهر 1393
سلام وخسته نباشید خدمت کاربران گرامی،
دختری هستم 22ساله ودانشجو باموقعیت خانوادگی و اجتماعی ومالی خیلی خوب.حدود 3ماه پیش با آقایی که پسر همسایمون هستن نامزد کردم.من همیشه بطوریکطرفه این آقارو خیلی دوست داشتم بسته به شخصیت و منش و رفتارشون وزمانیکه پیشنهاد خواستگاری مطرح شد با کمال میل قبول کردم و حدود 4ماه رابطه ی محدودی برای آشنایی داشتیم.اما الآن مشکلی که هست حس میکنم اگر صبر میکردم موارد خیلی بهتری میتونست برام بوجود بیاد.از نظرسطح مالی وخانوادگی کمی بهتر هستیم و پدر ومادر این آقا بخاطر ازدواج دوم پدرشون تقریبا جدا ازهم زندگی میکنن و 7خواهر تنی و 3برادر ناتنی دارد.من نسبت به آینده خیلی نگرانم و حس میکنم مساله طلاق عاطفی والدینش ممکنه رو زندگی ما تاثیر بذاره.کلا با اینکه از جونم این آقا رو بیشتر دوست دارم اما یه حس پشیمونی و ندامت دابما ذهنمو درگیر کرده.لطفا با نظرات خوبتون کمکم کنید.مچکر
برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: کسانی که عاشق یک طرفه اند بخونند



برچسب ها: ازدواج با فرزند طلاق، پشیمانی از ازدواج، عشق یکطرفه،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: امین
بازدید : مرتبه
تاریخ : شنبه پنجم مهر 1393
با سلام...خانمی 24ساله هستم و 5ماهه که ازدواج کردم..البته از روز اول راضی به این ازدواج نبودم برای همین هنوز نتونستم با شوهرم. کنار بیام چون هیچ علاقه ای بهش. ندارم...ناگفته نماند که 2 سال نامزد بودیم و به دلایل خانوادگی و اشتباه خودم نتونستم. این نامزدی رو بهم بزنم..اما حالا که ازدواج کردم با مشکلات. زیادی رو.برو.هستم... الانم قصد جدا شدن از شوهرمو دارم. چون هیچ. علاقه ای ندارم بهش..این ازدواجه اشتباه. برای هردوتا مون مشکل ساز شده.میخاستم نظرتون رو راجع به این کارم بدونم که درسته یا نه..؟؟یه مشکل دیگه هست اینه که به شوهرم گفتم که هیچ علاقه ای بهت ندارم و برای نگه داشتن این زندگی تو باید تلاش کنی. به قول معروف تو منو عاشق کنی هم عاشق. خودت و هم زندگی اما اون هیچ تلاشی نمیکردم و میگفت چه بخای چه نخای الان زن منی و باید مثل همه ی زنان بشی زن زندگی وزندگی.کنی...و این رفتارش منو بیشتر بیزار کرد.. من حتی قبل از ازدواج یک بار بهش گفتم بهتره تا ازدواج نکردیم از هم جدا بشیم.اما اون قبول نکرد..الان مدتی هست که خونه ی پدرم هستم..و قصد دارم طلاق بگرم...ممنون میشم راهنماییم کنید
برای دیدن نظرات و شرکت در بحث اینجا کلیک کنید: هیچ علاقه ای به شوهرم ندارم!



برچسب ها: پشیمانی از ازدواج، نداشتن علاقه به همسر، به شوهرم علاقه ندارم،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
<>
پاسخگو: امین
(تعداد کل صفحات:2)      [1]   [2]